شبنم شیخی جانباز شیمیایی 65 درصد:

امکانات پزشکی و درمانی جانبازان شیمیایی را تقویت کنید

تعداد بازدید : 32
تاریخ و ساعت انتشار : یک شنبه 23 تیر 1398 11:11
شبنم شیخی که بر اثر بمباران شهر سردشت جانباز شیمیایی 65 درصد شده است، خواستار توجه بیشترمسئولان به جانبازان شیمیایی بخصوص وضعیت درمانی آنها شد، و گفت: لطفا با جانبازان مهربان تر باشیم، جانبازان و شهدا متعلق به انقلاب اسلامی و گوشت و پوست و خون همه مردم هستند.

این جانباز 65 درصد که در دوران کودکی در شهر سردشت بر اثر بمباران شیمیایی رژیم بعث عراق شیمیایی شده است، اکنون دانشجوی دکتراست و در انجمن دفاع ازمصدومان شیمیایی سردشت نیز عضویت دارد.او که چند تن از اعضای خانواده اش بر اثر بمباران شیمیایی مجروح شده اند، معتقد است دستگاه های ذیربط باید برای احقاق حق مردم مظلوم سردشت تلاش کنند و با حضور در سازمان ها و مجامع جهانی، چهره پلید مدعیان حقوق بشر را برای مردم جهان آشکار سازند.

خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی قربانیان سلاح شیمیایی در گفت و گو با شبنم شیخی جزئیات بیشتری را درباره بمباران سردشت، نحوه شیمیایی شدن و خواسته های جانبازان شیمیایی از مسئولان را جویا شده است که متن آن را با هم می خوانیم:

*- به طور مختصر خودتان را معرفی کنید؟

شبنم شیخی هستم متولد 1359، جانباز شیمیایی 65 درصد که در تاریخ 7 تیر سال 66 در شهر سردشت شیمیایی شدم.

*-لطفا از لحظه شیمیایی شدنتان بفرمایید و چطور این اتفاق افتاد؟

آن روز یعنی هفتم تیر سال 1366 تولد پسرخاله ام بود و من به همراه دو خواهر و مادرم همگی به خانه خاله ام می رفتیم که هواپیماها آمدند؛ این موضوع  دیگر برایمان عادی و جزء روزمرگی های زندگیمان شده بود.  دیگر چیز عجیبی نبود، خاله ام همگی ما را به زیرزمین برد و در آن جا صدای انفجار شنیدیم و بوی شدید سیر در هوا پیچید و ما بچه ها از اینکه تولد خراب شده است، گریه می کردیم؛ وقتی از زیرزمین بیرون آمدیم از همهمه و سروصداهای بیرون متوجه شدیم  که اتفاق بدی افتاده است؛ به طرف منزلمان به راه افتادیم همه ما گلو و چشمهایمان می سوخت و حالت تهوع داشتیم و اینجا بود که متوجه شدیم شیمیایی زده اند، اما دیگر دیر شده بود و همگی ما شیمیایی شده بودیم.

*- در زمان بمباران چندساله بودید؟ و چند نفر ازاعضای خانواده شما شیمیایی شدند؟

من 6 ساله بودم، و همه ما که درآن زیرزمین بودیم از جمله خواهرم، مادرم، پسرخاله ام و خاله ام همگی شیمیایی  شدیم و خواهر کوچکترم به شهادت رسید، چون ما به محل اصابت بمب نزدیک بودیم و تقریبأ 100متر فاصله داشتیم.

 *- آیا آن زمان برای چنین وضعیتی آموزش دیده بودید؟

نه آموزشی ندیده بودیم، اما مادرم در آن زمان معلم بود و گویا آن اواخر قرار بود آموزشی به بچه ها داده شود که وقتی شیمیایی زدند، دست و صورتشان را بشویند و با دستمال خیس جلوی دهانشان را بگیرند و از شهر خارج شوند، که البته هیچ کدام از اینها میسر نبود چون آن لحظه که بمباران شد، آب قطع شده بود و خارج شهر را هم آلوده کرده بودند و هیچ جای فراری نبود.

*- بفرمایید در آن زمان بیمارستان آمادگی برای این وضعیت داشت؟

خیر به هیچ وجه آمادگی نداشت و این 4 بمب شیمیایی که در شهر زده بود کافی بود که کل شهر آلوده شود؛ همه مردم در بیمارستان جمع شده بودند و جا نبود، حتی کادر بیمارستان هم آمادگی نداشتند و ما چون حالت تهوع شدید داشتیم، پزشکان به ما آمپول ضد تهوع می زدند و این کارنه تنها نتیجه مثبتی نداشت بلکه جلوی خارج شدن و شسته شدن گاز شیمیایی از بدنمان را هم می گرفت.

*- سلاح های شیمیایی استفاده شده در سردشت چه عوارضی داشت؟

عوارض عمده آن بر روی پوشت ، ریه ، اعصاب و چشم بود، و خود من از همان شب بمباران  بینایی ام را تا چند روز از دست داده بودم و پوستم هم کلأ تاول زده بود و با هر بار پانسمان عوض کردن پوستم هم با پانسمان بلند می شد و درد وحشتناکی داشت، و این واقعأ تجربه ی بسیار سختی برای یک کودک 6 ساله بود.

*-آیا عوارض گاز خردل روی فرزندان شما هم تأثیر داشته است؟

با توجه به تحقیقات انجام شده  گاز خردل به صورت ژنتیک روی فرزندان تأثیر نمی گذارد؛ البته به نظر من هر مشکلی که مادر داشته باشد به صورت مستقیم یا غیر مستقیم روی فرزندان تاثیر می گذارد، اما در کل من به خاطر شرایط شیمیایی بودنم، زایمان های بسیار سختی داشتم و حتی پزشکان دستور سقط جنین را دادند، اما با کمک خدا هر دو فرزندانم را سالم به دنیا آوردم.

*-حادترین ناراحتی شما در حال حاضر چیست؟

 بیشتر مشکل ریه دارم؛ البته با توجه به اینکه من آدم فعالی هستم با ورزش سعی می کنم حجم ریه ام را افزایش بدهم  و از پس کارهای روزمره ام بربیایم، اما باز با این اوصاف در بعضی مواقع با این شرایط ریه ام ناتوان می شوم.

*-آیا تا به حال عمل جراحی داشتید؟

لیزر ریه توسط پروفسور فرای تاک از آلمان در بیمارستان ساسان انجام شده است.

*-بفرمایید بعد از گذشت 32 سال از بمباران شیمیایی سردشت آیا  پایش سلامت می شوید؟

نه متاسفانه چون من تبریز درس می خواندم و همانجا ازدواج کردم و الان نیز تبریز زندگی می کنم، اما مادر و خواهرم در ارومیه هستند و همچنان پایش سلامت می شوند.

11-آیا بیمه هستید و چه نوع بیمه ای دارید؟ وضعیت تامین دارو چگونه است؟

بله همه جانبازان بیمه هستند، بیمه تکمیلی داریم، اما اوایل تامین داروهایمان راحت تر بود؛ الان برخی از داروها کمیاب است و به سختی پیدا می شود و بعضی از هزینه های دارویی نیز نصفه نیمه پرداخت می شود.

*-به نظرتان وضعیت درمانی جانبازان  شیمیایی چگونه است؟

متاسفانه  با گذشت زمان برخی از مشکلات جانبازان شیمیایی روز به روز بیشتر و رسیدگی ها کمتر می شود. البته اوایل وضعیت درمانی و رسیدگی به جانبازان بهتر بود اما اکنون شرایط سخت تر شده است. گاهی همسرم برایم پیگیری و تهیه دارو را انجام می دهد و اگر او این کار را برایم انجام ندهد، واقعا من توان مراجعه ماهانه به پزشک برای تجدید داروهایم را ندارم.

*-آیا با بالا رفتن سن بیماری هایتان نیز تشدید می شود؟

بله من به صورت ملموس می بینم مشکل ریه ام، خشکی پوستم و خشکی چشمم تشدید می شود.

*- بفرمایید با اینکه عضو انجمن دفاع از مصدومین شیمیایی سردشت هستید، آیا این انجمن توانسته کاری برای بهبود وضعیت جانبازان شیمیایی انجام دهد؟

انجمن دفاع از مصدومین شیمبایی سردشت، یک نهاد مردمی است که فعالیتش بیشتر در حد شناساندن شهر سردشت و مشکلات این شهر هم در داخل کشور و هم در مجامع بین المللی است، و واقعا توقع زیادی از این انجمن ها نمی توان داشت؛ البته انجمن دفاع از مصدومین شیمیایی سردشت یکی ازمطرح ترین و قدیمی ترین انجمن های opcw است.

*- در پایان اگر خواسته ای از مسئولان دارید، بیان کنید؟

خواسته من از مسئولان این است که به جانبازان شیمیایی بیشتر توجه کنند و امکانات و هزینه های پزشکی آنها به سهولت تامین شود.

همچنین با جانبازان کمی مهربان تر باشیم، جانبازان و شهدا متعلق به انقلاب اسلامی هستند؛ این عزیزان گوشت و پوست و خون همه مردم هستند. البته دولت همیشه در کنار جانبازان عزیز است اما واقعأ جانبازانی وجود دارند که وضعیت مالی خوبی ندارند و در تأمین هزینه های زندگی خود در مضیقه هستند./ی/

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها