اسدالله محمدی جانباز شیمیایی ۷۰ درصد :

آمریکا حمله کند باز هم جانم را فدا می کنم

تعداد بازدید : 32
تاریخ و ساعت انتشار : شنبه 29 تیر 1398 09:54
محمدی جانباز شیمیایی ۷۰ درصد است که از ناحیه ریه آسیب جدی دیده، اما سالهاست برای تهیه دارو باید از دلالان و دستفروشان خرید کند و جای این ضرب المثل است که ...

حقایق تلخی در جریان هشت سال جنگ در حملات شیمیایی علیه ایران شکل گرفت و مصدومین شیمیایی زیادی بر جای گذاشت. در طول جنگ تحمیلی و در اثر بیش از 350 حمله شیمیایی، بیش از یک میلیون نفر از رزمندگان و افراد غیر نظامی ایران در معرض آلودگی با این عوامل شیمیایی قرار گرفته که از این تعداد حدود 100هزار نفر دچار مصدومیت شدیدتر شدند و تحت مداوا قرار گرفتند.

اسدالله محمدی جانباز شیمیایی 70 درصد یکی از افرادی است که در دوران دفاع مقدس مورد آلودگی شیمیایی موشک های صدام قرار گرفته و سالهاست که از این درد رنج می برد.

وی گفت: متولد سال 43 و اهل کاشان هستم. در سال 61 که حدود 18 ساله بودم بعد از گرفتن مدرک دیپلم از طریق پایگاه بسیج به جبهه رفته و در 21 دی 65 در عملیات رمضان (کربلای 5) در منطقه شلمچه از ناحیه ریه، چشم و پوست مورد حمله شیمیایی قرار گرفتیم.

با غافلگیری عراقی ها، از چند متری آن ها را با آرپیچی می زدیم

ما در عملیات های مختلفی شرکت کردیم. در ماه محرم اما بین صحرا و رودخانه ای چندین عملیات پشت سر هم رخ داد. شب اول عملیات توانستیم عراقی ها را به سمت عقب برانیم. شب دوم نیز به همین صورت رخ داد. تا اینکه در مرحله سوم رزمندگان ما در یک جا محاصره شدند و راه چاره ای برای حمله نداشتند چون تعداد دشمن زیاد بود. در همین حین بود که ناگهان یک یگان ایرانی وارد منطقه شد و به عراقی ها حمله کرد و محاصره ما تبدیل به محاصره خودشان شد. بچه های ما آن ها را مورد هدف آرپیچی و مسلسل قرار می دادند و آنها در حال فرار بودند. لحظه بسیار جالب و شگفت انگیزی بود و اگر دوربینی آن صحنه را ثبت می کرد بسیار تاریخی می شد.

برای زنده ماندن باید دوش می گرفتیم

در عملیات کربلای 5 عراقی ها قبل از استفاده از سلاح شیمیایی بمب هایی را در منطقه زدند تا ابتدا آب گرفتگی ایجاد شده و سپس بمب شیمیایی عامل خردل بزنند. زمانی که بمب زده شد بوی سیر استشمام شد و برخی از این بو استشمام کردند و برخی نیز ماسک زدند . بعد از مدتی بچه ها حالت تهوع، سرگیجه ، سرفه و آبریزش به آن ها دست داد. رزمندگان ما را که مورد بمب شیمیایی قرار گرفته بودیم به بیمارستان پشت سنگر منتقل کردند. در بیمارستان دوش آب گرم نداشت و مجبور بودیم دوش آب سرد بگیریم. پوست بچه ها می سوخت و فریاد می زدند اما مجبور بودند برای زنده ماندن و حفظ پوستشان دوش بگیرند. بچه های شیمیایی با اتوبوس به سمت عقب در حال حرکت بودند اما نای نفس کشیدن نداشتند و بی رمق بودند، یکی از بچه ها به ما ساندیس داد تا حالمان بهتر شود اما عامل خردل آنقدر قوی بود که چیزهایی که خورده بودیم به صورت مایع زردرنگی بیرون آمد و مداوم حالت تهوع به ما دست می داد. با هواپیما به بیمارستان طرفه تهران رسیدیم. عامل خردل چشم و ریه را مورد آسیب جدی قرار داده بود. روز بعد از عمل تنگی نفس به ما فشار می آورد و از آن روز تا به اکنون که بیش از سی سال می گذرد این درد همراه ماست و عفونت ها هر روز بیشتر و بیشتر می شود.

اگر آمریکا حمله کند باز هم جانم را فدا می کنم

اولین بار که خواستیم اعزام شویم قبل از امتحانات نهایی بود و گفتند امتحانات را بدهید بعد به جبهه بروید. لذا ما م امتحان را دادیم و در 27 سال 61 در عملیات رمضان شرکت کردیم و اینگونه نبود که کسی ما را مجبور کن که به جنگ بروید. ما با اعتقادات قلبی و گوش دادن به حرف امام خمینی(ره) به جنگ رفتیم. لذا اگر امروز دشمن قصد تجاوز به کشور را داشته باشد باز هم با این مقدار نفسی که داریم به جبهه می رویم و خون خود را فدا خواهیم کرد.

استند در گلویم مرا زنده نگهداشته است

در سال های ابتدایی رسیدگی به ما خوب بود و در سال 81 استندی در لوله ریه من کار گزاشته شد. از آن زمان تاکنون تحت درمان مستمر قرار گرفته ام. در گذشته ما به خارج برای درمان می رفتیم اما امروز پزشکان از خارج به ایران آمده و ما را مورد درمان قرار می دهند

دولت در سال های ابتدایی اعزام های درمانی ما را به صورت مستمر و خوب بود و هزینه های ما تامین می شد اما امروز شرایط کمی فرق کرده و برخی جانبازان مورد حمایت نیستند.

مشکلات ما بیشتر مربوط به کمبود دارو است. داروهای ایرانی معادل خارجی تاثیر و درمان داروهای خارجی را ندارد و این مشکلاتی ما جانبازان است. ما علاوه بر حل این موضوع خواستاریم که واحدهای تفریحی در شمال برای جانبازان شیمیایی فراهم زیرا در تهران و این آلودگی نفس کشیدن سخت است.

مسئولان نباید ما را فراموش کنند

ریه ام بسیار شدید آسیب دیده و طی سفرهای درمانی ام یک استند در گلویم گذاشته شده است. این استند گاهی موجب عفونت ریه می شود که باید تعویض شود. این شرایط سختی است که ما تحمل می کنیم.

امروز تمام جانبازان شیمیایی، اعصاب و روان، قطع عضو و ویلچری از مسئولین و مردم انتظار دارند که فراموششان نکنند و از آن ها دلجویی کنند. سرکشی مسئولین از جانبازان روحیه زیادی به آن ها می دهد که امروز این موضوع به فراموشی سپرده شده است. امروز کسی سراغ ما را نمی گیرد و در تامین دارو با مشکل روبرو هستیم. از مسئولین تقاضا داریم که مشکلات ما را رفع کنند.

منبع : خبرگزاری دانشجو

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها