خاطره ای از فریده شافعی جانباز شیمیایی 70 درصد؛

صدای گریه دخترم را می شنیدم اما نمی توانستم او را ببینم

تعداد بازدید : 14
تاریخ و ساعت انتشار : سه شنبه 22 مرداد 1398 08:46
فریده شافعی جانباز شیمیایی 70 درصد که بر اثر بمباران شیمیایی روز 7 تیر سال 1366 سردشت (استان آذربایجان غربی) شیمیایی شده است، خاطره ای از زمان بستری خودش و دخترانش در بیمارستان بقیة الله تهران نقل کرد.

فریده شافعی که در گفت و گو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی قربانیان سلاح های شیمیایی سخن می گفت، خاطره خود را اینگونه نقل کرد که در بیمارستان بقیة الله تهران به همراه دخترانم، شهلا 3 ساله و شبنم 6 ساله هر سه بستری بودیم و من به خاطر شیمیایی چشمانم عمل شده بود و جایی را نمی دیدم و از شدت درد چیزی متوجه نمی شدم.

شبنم و شهلا هم کنار من در بیمارستان بستری و جانباز شیمیایی بودند؛ چون حالمان مرتب بد می شد و بالا می آوردیم.  یک سطل بزرگ کنار اتاقی که بستری بودیم، گذاشته بودند که راحت باشیم و خودم و بچه هایم از آن استفاده کنیم.

چشمهایم بسته بود، صدای گریه شبنم دخترم را می شنیدم اما نمی توانستم ببینم که چه مشکلی دارد و کاری هم از دستم برنمی آمد؛ بعد از دقایقی پرستار آمد و داد زد خانم مگر نمی بینی بچه تون داخل سطل افتاده است؟! راحت خوابیده اید!

من هم گفتم: خانم پرستار من چشمانم بسته است و جایی را نمی بینم، کاری هم از دستم برنمی آید.

پرستار شبنم را از سطل بیرون کشید و آرام کرد؛ وقتی هم متوجه شد من چشمانم را عمل کرده ام و حال خوشی ندارم خیل ناراحت و متأثر شد.

دخترم هم وقتی ازسطل بیرون آمد، گفت: مامان من داشتم گریه می کردم و صدات می کردم چرا کمکم نمی کردی؟!

حالا این روزها با یادآوری این خاطره دلم برای دخترم می سوزد که در دوران کودکی نتوانستم  کمکش کنم و او را نجات دهم./ی/

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها