جانباز شیمیایی 70 درصد:

تحریم، تهیه دارو برای جانبازان شیمیایی را با سختی مواجه کرده است

تعداد بازدید : 51
تاریخ و ساعت انتشار : دو شنبه 22 مهر 1398 09:18
مراد درویشی جانباز شیمیایی 70 درصد که در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران پرستار بود، به صورت داوطلبانه برای مداوای مجروحان جنگی و شیمیایی به منطقه اروندرود اعزام می شود و در سال 1364 در عملیات والفجر 8 چند روز پس از مستقر شدن در اورژانس، خود نیز به شدت شیمیایی می شود و آسیب می بیند.

این جانباز شیمیایی می گوید: خانواده خیلی خوبی دارم و نهایت رسیدگی را به من می کنند اما شیمیایی دیگر مرا از پا در آورده است و آرزوی مرگ دارم.

خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی قربانیان سلاح های شیمیایی در گفت و گو با مراد درویشی جانباز شیمیایی 70 درصد جزئیات بیشتری را در خصوص چگونگی شیمیایی شدن، تهیه دارو و دیگر مشکلات جانبازان شیمیایی جویا شده است که متن این گفت و گو را در ادامه با هم می خوانیم:

*لطفأ خودتان را معرفی کنید و بفرمایید در چه عملیاتی و کدام منطقه شیمیایی شدید؟

مراد درویشی هستم جانباز شیمیایی 70 درصد؛ درعملیات والفجر 8 درمنطقه اروندرود بر اثر حمله نیروهای رژیم بعثی به فاو شیمیایی شدم.

*مختصری از حضورتان در جبهه و نحوه شیمیایی شدنتان بفرمایید؟

من یک بار در سال 1359 حین خدمت سربازی به مدت دو سال درجبهه بودم. یک بار هم در سال 1364 در دانشگاه علوم پزشکی تبریز پرستار بودم؛ آن زمان مأموریت دادند که در جبهه به پرستار نیاز داریم.

ما هم به صورت داوطلبانه به جنوب منطقه عملیاتی والفجر 8 اعزام شدیم و دراورژانس برای مداوای مجروحان جنگی و شیمیایی مستقر شدیم و چند روز بعد منطقه اروند رود را بمباران شیمیایی کردند که در همان جا شیمیایی شدم.

*وقتی که شیمیایی شدید چه حالی به شما دست داد؟

آن زمان که شیمیایی شدم، هیچ چیز نفهمیدم چون به حالت کما رفتم ؛ ما را به بیمارستان بوعلی در تهران منتقل کردند و2 ماه آنجا بستری بودم، کل بدنم سوخته و تاول زده بود؛ صدایم در نمی آمد و چشمانم جایی را نمی دید و گوش هایم هردو آسیب دیده بود که بعد از مرخص شدن از بیمارستان حدود 3 ماه هم در منزل استراحت مطلق بودم.

*حادترین ناراحتی شما در حال حاضر چیست؟

تنگی نفس شدیدی دارم و چند پله را که بالا و پایین می روم ، اذیت می شوم.

*آیا تا به حال عمل جراحی داشته اید؟

بله من در بمباران هر دو گوشم پاره شد و شنوایی ام افت کرد؛ گوشم عمل پیوند انجام شده که متأسفانه جواب نداد، و همچنین عمل لیزر ریه داشتم.

*آیا با بالا رفتن سن تان بیماری هایتان هم تشدید می شود؟

بله ؛ تنگی نفسم بیشتر شده ، شنوایی و بینایی ام ضعیف ترشده است.

*آیا مشکلات جانبازان شیمیایی خانواده ها را هم درگیر کرده است؟

بله؛ وقتی درد دارم و تا صبح بیدارم ، خانواده ام هم با من بیدارهستند و برایم بسیارناراحت می شوند؛ وقتی شبها سرفه و خلط  دارم و اکسیژن استفاده می کنم، خانواده هم درگیر مشکلات می شوند.

*جانبازان شیمیایی اکنون با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنند؟

جانبازان شیمیایی  درحال حاضرمشکل  دارو و درمان دارند؛ یکی از بیمه های طرف قرارداد مشکل مالی دارد و به همین علت در پرداخت هزینه های پزشکی جانبازان شیمیایی تا حدودی مشکل ایجاد شده است.

من خودم کارمند وزارت بهداشت و درمان بودم و داروهای دیگران را تهیه می کردم اما الان خودم برای تهیه داروهایم مشکل دارم.

چندین ماه پیگیرخرید اسپری برای خس خس ریه ام هستم که متأسفانه کمیاب شده و دیگر پیدا نمی شود. اکنون به علت تحریم ها ، واقعأ تهیه دارو برای ما جانبازان شیمیایی عذاب آور شده است.

*بفرمایید بعد از گذشت بیش از سی سال از شیمیایی شدنتان آیا پایش سلامت می شوید؟

بله ؛ برنامه پایش سلامت داشتیم، پزشک ماهی یک بار به منزل ما می آمد و داروهایمان را تجویز می کرد. اردوی پایش سلامت نیز داشتیم که انواع پزشکان متخصص ما را رایگان ویزیت می کردند و به مشکلاتمان رسیدگی می کردند.

*زندگی یک جانباز شیمیایی چگونه است؟

زندگی مان واقعأ با عذاب همراه است و شکل یک زندگی طبیعی را ندارد.

مثلأ وقتی به میهمانی می رویم، سرفه می کنیم و خلط بالا می آوریم که این برای ما جانبازان شیمیایی و خانواده هایمان عذاب آور است.

*نظرتان در مورد شیمیایی شدن چیست؟ سازمان های بین المللی چه اقداماتی باید انجام دهند که برای همیشه استفاده از سلاح های شیمیایی کنار گذاشته شود؟

سازمان های بین المللی کارخاصی دراین چندسال انجام نداده اند؛ هرچند طی مقالاتی این جنایات را محکوم کرده اند اما کارسازنبوده است.

سازمان opcw  می تواند کشورهای سازنده این بمب ها را محکوم کند که حداقل قسمتی از درد و رنج مصدومان شیمیایی را به عهده بگیرد و از درد و رنج آنها بکاهد اما متاسفانه تاکنون اقدام خاصی در این زمینه انجام نشده است.

*این روزهایتان را به چه شکل می گذرانید؟

من کارمند بازنشسته وزارت بهداشت و درمان هستم؛ اکنون در منزل هستم و تحت درمان، گهگاهی هم پیاده روی می کنم.

*بزرگترین آرزویتان چیست؟

آرزوی مرگ دارم؛ شیمیایی دیگر من را از پا درآورده است، خانواده خوبی دارم که به من خیلی رسیدگی می کنند اما دیگر خسته شده ام.

*در پایان حرف یا سخنی دارید، بفرمایید؟

مسئولان لطفأ بیشتر به درد جانبازان شیمیایی برسند؛ واقعأ کمیاب شدن داروها و اسپری ها ما را بسیار آزار می دهد؛ از مسئولان خواهش دارم که به وضعیت دارو و درمان جانبازان شیمیایی که این روزها بیشتر شده است، توجه و به صورت ویژه رسیدگی کنند./ی/

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها