افسانه شیمیایی تقدیم به همه جانبازان شیمیایی

تعداد بازدید : 20
تاریخ و ساعت انتشار : دو شنبه 13 آبان 1398 12:37
شاعر، محمد هادی مهرانی در وصف جانبازان شیمیایی شعری با عنوان "افسانه شیمیایی" سروده است که با هم می خوانیم:

و تهمت صله دلاوری هایمان شد
دلتنگ نیستم
وکفی با ا... وکیلا
از خاطره ها محو شدیم
افسانه شدیم
در بیمارستانها
بر روی تختها
تنها کسی که باورمان داشت
تسبیح بود
اکسیژن بود
خردل بود
صدای خس خس سینه ات
صدای سرفه ات
صدای ناله ات
برایم آشناست
و در سکوت
ودر غربت
دوست همسنگرم به آرامی ازمیان ما رفت
اوکه روزی دلاور بود
پر از ابهت بود
پر از منات بود
افسانه شد
دردا که او بود
دردا که باورش نمی کردند
دردا که به او تنه می زدند
دردا که به او طعنه می زدند
دردا که اصلا نمی دیدنش
اما او روزی دیدمان
باورمان کرد
و جانش را پیش کشمان کرد
تسبیح اش تنها یادگاریست
که در موزه ها
در پارک ها
در مسجد ها
نمی گذارد او را که هنوز هست
افسانه شود
راستی چرا فرزندانمان نمی دانند
شیمیایی چیست
خردل چیست
عامل اعصاب چیست
بیایید باورشان کنیم
به یادشان باشیم
به دیدنشان برویم
نگذاریم افسانه شوند
آنها روزی دلاورهایمان بودند

منبع: شعرنو

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها